احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
239
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
كرده و محافظين ژاندارم را از سفارت آمريكا برداشتند بدينواسطه فورا يعنى صبح زود نگارنده با پرنس رويس در يك درشكه عازم قم شديم مسيو ولفينگر پهلوى درشكهچى نشست . پدر و مادر من با خانم مستشار الدوله در كالسكه ديگر حركت كردند . مسيو ليتن باتفاق كنت كانيتس قبلا سواره عزيمت نموده بودند روز بعد يعنى شانزدهم نوامبر ساعت چهار وارد قم شديم و در آنجا اطلاع پيدا كرديم كه شاه در اثر اصرار و تهديد سفارت روس و انگليس و در زير تأثير اقوام روسوفيل خود در آخرين لحظه عزم رحيلش بدل به اقامت شده و دوباره تسلط بر اعصاب خويش را از دست داده است . مقدمه حركت شاه هنگامى آغاز شد كه خبر حركت قشون روس از قزوين به طرف طهران رسيد مستوفى الممالك رئيس الوزراء تصميم بتغيير پاىتخت گرفت شاه را با اين فكر همراه ساخت ضمنا موضوع را با پرنس رويس وزيرمختار آلمان در ميان نهاد قرار شد احدى از اين اقدام مطلع نشود و نقشه تا روز عزيمت مكتوم بماند . از حيث تهيه وسائل مقدماتى رئيس الوزراء مجبور شد شبانه رؤساء حزب دموكرات را روانه قم نمايد . زعماى حزب بدون فوت وقت به طرف قم رهسپار و در عمارت معروف به كلاهفرنگى اتابكى منزل گرفتند از جانب سفارت آلمان طلاى كافى با مقدارى اسلحه و مهمات در اختيار آنها گذاشته شد دولت هم در نهايت اختفا مشغول تهيه انتقال پايتخت گرديد حتى كالسكه مسافرت اعليحضرت با اسبهاى يدك و ساير لوازم آماده و موافقت شد كه شاه و وزراء و رؤساء ادارات كشورى و لشگرى باتفاق سفير كبير عثمانى و دو وزيرمختار آلمان و اطريش در آن واحد حركت و بلافاصله سيمهاى تلگراف و تلفن بتوسط ژاندارمرى قطع و رابطه طهران با جنوب به كلى بريده شود . علىرغم احتياط زياد معذالك مطلب در سفارتخانههاى متفقين مكشوف و توليد نگرانى نمود اولين عكس العمل آنها تشبث براى جلوگيرى از حركت شاه بود مسيو اتر وزيرمختار روس به سلطان احمد شاه گفت اگر پايتخت را تغيير دهيد تلگراف خواهيم كرد كه محمد عليشاه بطهران بيايد ، چند نفر از رجال معمر از قبيل سعد الدوله و صمصام السلطنه بختيارى و فرمانفرما و عين الدوله و سپهسالار را حضور اعليحضرت فرستاده تمناى فسخ عزيمت كرد اين مردان سياسى بين قصر گلستان و سفارتين روس و انگليس پيغامهاى طرفين را به يكديگر رسانيده و بالاخره موفق شدند از عزيمت شاه به شرط عدم تجاوز قشون روس بطهران ممانعت به عمل آورند . بالطبيعه از انتقال دستگاه دولت صرفنظر شد اما صبح روز موعود يعنى هفتم محرم 1334 قمرى چنان كه گفته شد با اسكورت ژاندارم بقم حركت كرديم و دنبال ما گاريهاى متعدد حامل لوازم سفر و ماكولات و مشروبات به مقصد روان شدند . موقعى كه بقم رسيديم از تغيير رويه دولت مطلع شديم و دانستيم كه عاصم بيك سفير كبير عثمانى و كنت لگتتى وزيرمختار اطريش هم تا حضرت عبد العظيم آمده در آنجا ترديد حاصل نموده و از ادامه حركت بازماندهاند از وزراء هم هيچيك حركت نكردهاند . مسيو ليتن قونسول آلمان تفصيل حركت خود را به طرف قم به ترتيب ذيل حكايت مىكند : « . . . من بسفارت امريكا برگشتم كه بوزيرمختار جريان را بگويم هرچه كوشش كردم از خواب بيدار نشد و من مجددا نزد كانيتس برگشته و به او گفتم من كه يك افسر احتياط هستم ترجيح مىدهم با شما بيايم تا با زنان و بچهها و معلولين جنگ بمانم او يك اسب سفيد در اختيار من گذاشت و يك نارنجك دستى هم به من داد اين نارنجك عبارت بود از يك قوطى ساردين كه از يك فتيله گوگردى بيرون آمده بود كه بوسيله سيگار آتش ميگرفت . روز بعد يعنى 15 نوامبر 1915 ( دوشنبه ) وقتى خبر رسيد كه ژاندارمرى تهران را ترك كرده و محافظين ژاندار مرا از سفارت آمريكا برداشتهاند من و ليوتنان هاوك بدستور كانيتس بژاندارمرى در يوسفآباد سواره رفتيم و در آنجا ديديم كه رژيمان در حال باربندى است و مارژ لوندبرگ آماده حركت است و بما گفت كه از راه دروازه دولت بدروازه شاه عبد العظيم حركت ميكنم - من برگشتم به شهر و بمحض اينكه به كنت كانيتس برخوردم اظهار داشت شاه هم ميرود . من با همراهانم از نزديكى سفارت آمريكا در منطقه فيشرآباد از روى خندق و از توى خندق عبور كرده و از دور شهر بدروازه حضرت عبد العظيم رفتيم و در آنجا